
رویاها(dreams)
تجربه تصاویر، صداها و سایر حواس خیالپردازی شده حین خواب میباشند.
معمولاً محتوا و مضامین رویاها خارج از کنترل رویا بین است، البته به
استثنای رویاهای روشن(LUCID DREAMS) که درآن رویابین هوشیارانه در می یابد
که در حال رویابینی است و قادر به تغییر حقایق پیرامون خویش و کنترل جنبه
های گوناگون رویا میباشد. قویترین رویاها و آنهایی که یادآوری شان آسان
است در مرحله پنجم خواب یا همان رم(REM) دیده میشوند. یک فرد بطور متوسط 6
سال از کل عمر خود را در دیدن رویا سپری میکند، به عبارتی 2 ساعت در هر
شب.
دیدگاه نظریه پردازان در باب کارکردهای رویا:
1-
نظریه زیگموند فروید: زیگموند فروید و کارل یونگ هر دو رویاها را برهم
کنشی بین ناخودآگاه و خودآگاه می انگاشتند. همچنین اعتقاد داشتند که
ناخودآگاه انسان نیروی غالب در رویاها است. فروید بر این عقیده بود که
سانسور فعال بر ضد ناخودآگاه حتی در رویاها نیز نمود دارد. اما یونگ چنین
استدلال میکرد که رویاها میتوانند با اشعار قابل قیاس باشند و اعتقاد
داشت رویاها توانایی آشکارسازی مفاهیم اصولی و زیربنایی را دارا میباشند.
فروید اعتقاد داشت که مضمون رویاها تحقق و ارضای آرزوها و امیال سرکوب شده
و واپس رانده ما میباشند. رویاها به ناخودآگاه این اجازه را میدهند تا
افکار و امیال غیر قابل پذیرش اجتماع و فراخود را بروز داده و برآورده
سازد.تنش میان نهاد(ID) و فراخود(SUPEREGO) به سانسور رویاها می انجامد.
ناخودآگاه مصر است که تحقق و ارضاء آرزوها و امیال را بطور کامل و واضح به
تصویر بکشد، اما نیمه ناخودآگاه از آن ممانعت میکند. بنابراین آرزوها و
امیال خود را بصورت کسوت مبدل نمایان میسازند، تا از گزند سانسور و
بازدارندگی ناخود آگاه در امان بمانند. به عنوان مثال رویا ممکن است به
شکل ادغام (تلفیقی از چندین اندیشه سرکوب شده)، جابجایی (که اهمیت روانی
مضمون رویا به یک مضمون مورد پسند ناخودآگاه منتقل شده است)، بازنمایی
(تبدیل اندیشه ها به تصاویر بصری)، فرافکنی (انتساب آرزوها و امیال خویش
به فرد دیگر) و یا نمادگری ( جایگزین شدن اعمال، اشخاص و یا ایده ها با یک
نماد) در خواب نمود یابد. فروید معتقد بود که کابوسها نتیجه تنش میان
فراخود و نهاد است. به عقیده وی ترسها، آرزوها و احساساتی که از آنها بی
اطلاع میباشیم، در رویاها تجلی می یابند، اما بصورت رمز گذاری شده و غیر
مستقیم. ذهن ناهوشیار از زبان شفاهی استفاده نکرده و از طریق نمادها با ما
ارتباط برقرار میکند. برخی نمادها جهانی و برخی جنبه کاملاً شخصی دارند.
رویا متشکل از دو بخش است: نخست محتوای آشـــــــــکار(manifect content)
که در واقع همان رویایی است که می بینیم و محتوای نـــــــــهفته(LATENT
CONTENT) که همان امیال و آرزوهای ارضا نشده اند، که رویا آنها را به شکل
کسوت مبدل بازگو میکند. رویاها به تخلیه انرژی می انجامند، که اگر چنین
نشود ممکن است باعث تعارضات میان فردی، احساس گناه یا اضطراب شوند. تکنیک
تحلیل و تعـــــــــبیر رویا که توسط فروید مورد استفاده قرار می
گــــــــرفت، تــــــــــداعی آزاد(FREE ASSOCIATION) نامیده میشود. در
این تکنیک رویابین تشویق میشود تا به مضمون رویا بطور غیر مستقیم نظر کند
و بیشتر به افکار و احساساتی که رویاها پدید می آورند تامل کرده و آنها را
به زبان بیاورد (هر چه به ذهنشان خطور میکند). خود این افکار و احساسات
مجدداً به افکار و احساسات دیگری منجر خواهد شد و این روند ادامه می
یابد.سپس رشته تداعی های ثبت شده به رویابین کمک میکند تا به مضمون نهفته
رویای خود پی برده و به خودشناسی برسد. در تداعی آزاد فرد تشویق میشود تا
فرایند اندیشه خویش را کنترل نکند و از او خواسته میشود تا هر چیزی را که
از ذهنش میگذرد بدون هیچ سانسوری بیان کند. نظریه فروید اصولاً متمرکز بر
امیال جنسی، پرخاشگری و نماد گری است. به عنوان مثال هر شیء استوانه ای
شکل در رویا آلت مردانه، هر شیء توخالی و دارای شکاف آلت زنانه و یا عبور
قطار از یک تونل به برقراری رابطه جنسی تعبیر میگردد. به عقیده فروید
رویاها ترکیبی از تجربیات کودکی با والدین و اتفاقات روز گذشته میباشد.
ادامه مطلب ...