من از حوصله دلگیرم
از این "قارچ های غربت"
از این تکرار طوطی وار...
سیگار می خواهم
سیگار...
صبر شاید همین نزدیکی هاست
صبر شاید از جنس من باشد...
هیس!!!!
دوستم با لهجه ی اندوه صدایم کرد
چشم او اندیشه قاف را افروخت
او طعنه زنان میگفت:
سیگاری روشن شد.دلی سوخت...