X
تبلیغات
رایتل

یادگار سال ها تحصیل روانشناسی

با تو

با تو همه ی رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم

با تو همه ی رنگ های این سرزمین مرا نوازش می کنند

با تو آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند

با تو کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند

با تو زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند

ابر حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند

و طناب گاهواره ام را مادرم که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

با تو دریا با من مهربانی می کند

با تو پرندگان این سرزمین خواهران شیرین زبان من اند

با تو سپیده هر صبح بر گونه ام بوسه می زند

با تو نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند

با تو من با بهار می رویم

با تو من در عطر یاس ها پخش می شوم

با تو من در شیره ی هر نبات می جوشم

با تو من در هر شکوفه می شکفم

با تو من در طلوع لبخند می زنم

در هر تندر فریاد شوق می کشم

در حلقوم مرغان عاشق می خوانم

در غلغل چشمه ها می خندم

در نای جویباران زمزمه می کنم

با تو من بودن را

زندگی را

عشق را

زیبایی را

مهربانی پاک خداوندی را می نوشم....
 

شریعتی 

 

 این متن رو با اینکه تکراریه اما چون خیلی زیباست دوباره براتون گذاشتم...

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)